...
که می تواند کاری بکند...
البته اگرخودش برای ظهورخودش...
دعاکند...

هفته ی دفاع مقدس گرامی باد....

اسلام علیک یاشاهچراغ.....

آرامگاه حافظ شیرازی....

آرمگاه سعدی شیرازی.....

باغ ارم شیراز.....

برگزاری نمازجمعه مسجدجامع شیراز....

تخت جمشید....

باغ نارنجستان شیراز.....

هف تنان شیراز....
![]()
بازاروکیل شیراز....
![]()
خیابان ولیعصرشیراز....
![]()
پاسارگاد دوره ی قاجار....

صلاح کارکجا ومن خراب کجا
ببین تفاوت ره ازکجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت وخرقه سالوس
کجاست دیرمغان وشراب ناب کجاست
چه نسبت است به رندی صلاح وتقوارا
سماع وعظ کجا نغمه ی رباب کجا
زروی دوست دل دشمنان چه دریابد
چراغ مرده کجاشمع آفتاب کجا
چوکحل بینش ماخاک آستان شماست
کجارویم بفرما ازاین جناب کجا
مبین به سیب زنخدان که چاه درراه است
کجا همی رویای دل بدین شتاب کجا
بشدکه یادخوشش بادروزگاروصال
خودآن کرشمه کجا رفت وآن عتاب کجا
قرارو خواب زحافظ طمع مدار لی دوست
قرارچیست صبوری کدام وخواب کجا
(حافظ)
همین...
به شیراز آی و فیض روح قدسی بجوی از مردم صاحب کمالش ( حافظ )
عکس از برادرعزیزم شاعرک
هوالباقی.....
باکمال تاسف درگذشت استاد گران سنگ ومعلم اخلاق
دکترحاج غلام حسین تمدنی رابه همه ی استادان عزیز
دانشگاه شیرازوخانواده های محترم:تمدنی-طاهری-
شهریزی وفامیل های وابسته تسلیت عرض می نماییم
ضمنا" مراسم سومین روز درگذشت آن مرحوم دوشنبه
مورخ1391/6/13درمسجددانشگاه شیرازبرگزار میگردد
حضور شمادرمجلس باعث شادی روح آن مرحوم میشود
برای شادی روحشان صلوات.......
همین.....
استخراج عشق . . . ،
تصفیه ی آن . . .
وبعد بهره برداری مفید از ان ؛
این کاریست که انجامش
نبوغ عاشق واقعی را نشان می دهد . . .
همین...
برای با تو بودنت . . .
گرفته است و ناتوان . . .
سلام بر تو آسمان . . . !!!!
. . .
دو چشم خیره ، محو ٍ تو . . . گهی به شوق ٍ مهر ٍ تو. . .
گذشت صبح ٍ صادقم. . . بماند ، کهنه زخم ٍ تو . . .
بیا بیا ببین مرا . . . مرا که گشته ام فنا . . .
امید گریه سَر دهد. . . به سان شمع دٍلبرا. . .
. . .
اگر که جای ، مانده اند . . .!!!!!!!
در این گذارٍ زندگی .!.!.!.!
بدان !...هبوط کرده اند . . .
نیاز و ناز جملگی . . .! ! ! !
همین...
!. . . شاعرک . . .
اگه یه ی چنتو پلنگ می زدیم سرومون داد میزدن بسه دیگه
برآفتاب اگه عینک می زدیم الکی یه ی دونه چشمک می زدیم
به دیوال اسه ی قسبک می زدیم سرومون داد می زدن بسه دیگه
اگه از تنوگی چمک میزدیم قنبرک کنار خورک میزدیم
اگه یه ی لقت به قلتک می زدیم سرومون دادمی زدن بسه دیگه
اگه ناخونک به پشمک می زدیم زبونک به یه ی زه قوتک می زدیم
باطناب ننی آبرک می زدیم سرومون دادمی زدن بسه دیگه
اگه که به گربه کفشک می زدیم با کف دس توسر کک می زدیم
باصدوی الشتی شافتک می زدیم سرومون داد می زدن بسه دیگه
آمو امرو هرکی دسک بزنه هررقم خواس وارو پشتک بزنه
یو بچارو بوچوق و سنگ بزنه دیگه هیچکی نمی گه بسه دیگه
استادسیروس دادرس![]()
مردا به شکل زن شدن جاشون عوض دوگض شده
مووی قشنگ مردونه پرازگریس وچسپ شده
بعضیاشم جل نداره اینهو دم اسب شده
آلو ورق ورق شده چیفس شده رفته توپاکت
مد شده نصفی ازشکم بیرون بیوفته ازجاکت
آنتنوی تیلیویزیون تووه ی نون تنک شده
نون یدراز بازاری اندازه ی چلک شده
کی دیگه چوی دم میکنه کی شعلشو کم می کنه
یه ی پر کا توگمپاله توفنجون جون خاله
یه ی چی خمیرو خماله به اسم فیتزا می خورن
جوی که برن توزورخونه گوشه ی خیابون میدوون
مد شده بعضی دخترا شکل خزوک واژدها خال میکوفن روبازوشون
حلقه ی زنجیرمی کنن گوشه ی دماغ وابروشون
ابرو که بور ذال میشه گاهی به شکل دال میشه
پیدو نی ازبه باریکه یاتاتو شده که تاریکه
شلواراشون پاره پورن بعضی جاهاش قلوه کنه
اگر بپرسی میگنت مد اوروپاوکنه
از ایی اداها خاله جون آدم میگیره دیورون
خاله قزی جون یقین بودون داره میشه آخرالزمون
استادسیروس دادرس![]()
همین...
هممون رفته بودیم جاتون خالی
ساعت ۸ تو دوراهی غم بوو
صوبونم خورده بودیم جاتون خالی
آش سبزی قد یی بادیه مس
قلیونم برده بودیم جاتون خالی
با ماشین هندلیوی کل موشیر
پنچرم کرده بودیم جاتون خالی
با صدوی دایره زنگی گل دوسیم
واسونک خونده بودیم جاتون خالی
باطناب ننی ته طغاریمون
آبرکم بسه بودیم جاتون خالی
ظهر که شد از ایی طی باغو تا اوطی
سفره انداخته بودیم جاتون خالی
خوروش کنگرو دوغ وماس بالنگ
دم پزم پخته بودیم جاتون خالی
شامی وترتیزک و کوفته هلو
عصرونم برده بودیم جاتون خالی
جوق باغو از به غول بود شاباجی
رختارم شسته بودیم جاتون خالی
با حاجاقامون که هی دولی میداد
آبرکم خورده بودیم جاتون خالی
سر یه ی حرفی که ما یه ی رو زدیم
باعث قمبه بودیم جاتون خالی
آخر شب هوو شد مایه ی کتک
یه ی حرف خورده بودیم جاتون خالی
استاد سیروس دادرس![]()
شهرما شهر تماشایی شیراز کاکو
مردمش مهربون وغریب نواز و باصفا
همه جاش جوی جرو منجر ساز واواز کاکو
مشتیاش هر چی دارن خرج می کنن
وقت سوال همشون جواب میدن خدا سبب ساز کاکو
هرکی یه ی رازی داره جلدی میره فال می گیره
از کتاب خواجه حافظ که پر رازه کاکو
دلگشا از به قشنگه دل آدم وامیشه
به خصوص او وقتیکه گلوی بهار واز کاکو
سعدی وچهل تن و حافظیه و باغ ارم
هر مسا فری دیده گفته چقد ناز کاکو
او غریبو که می گفت چقد خوبه شهر شومو
تو بوگو از غول سیروس اینجو شیراز کاکو
استاد سیروس دادرس![]()
شهرمن شهرهنرها شیراز
شهرحافظ گل وگلبانگ دل افروزغزل
شهرسعدی که سخن گفته به حداعجاز
آی ...شیرازتو ای مایه ی ناز...
آی... شیرازتو ای مایه ی راز...
همین...![]()
می سوزدومی سازد ومی گوید
ای شمع دراین دوره که مردم همه نالان شده اند
جای یک جمله به تنها کافیست
ای خدامن به تو گویم همه مردم خوابند
تو به من می گویی راه ورسم اموختم
راه ورسم زندگی اموختم
عقل وهوشی من به انان داده ام
اشرف مخلوق حود نامیده ام
تابسی فکروتامل هم کنند
زندگی زیباست ای مخلوق من
فکرکن تانشوی نالان زمن
(صاذق شهریزی)
همین.....![]()
هرجاگل نرگسی بروید از خاک
یامهدی صاحب الزمان باید گفت![]()
(شعرازشاعر)![]()
همین....
عشق یعنی بسم رب الفاطمه گریه های بیشمار فاطمه
عشق یعنی گریه کردن دردیارعاشقان گفتن نام علی ای عاشقان
پس بگوییدوبخوانید شما یاعلی گفتیم وعسق اغازشد ای عاشقان
صاذقم من صادق بشکسته حال تابدانید وبخوانید عاشقان
(صادق شهریزی)
همین....![]()